تبليغاتX
کانون آفتاب ولایت یزد

کانون آفتاب ولایت یزد

کانون آفتاب ولایت یزد پاتوق فرهنگی جوانان مسجد شهیدساداتی صفاییه

نخستیـن جشنـواره جـوانان و مسجـد

نخستیـن جشنـواره جـوانان و مسجـد

تجلیل ازجوانان نخبه و فعالین فرهنگی،هنری مسجد شهید ساداتی صفاییه یزد

زمان برگزاری جشنواره : پنجشنبه شب مورخ 14/5/1389 همزمان با یادواره شقایقهای آسمانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/26ساعت 0:29  توسط زلال کوثر  | 

کنیز و بانو

مرد، کودک بی حس و حال را در آغوش گرفته بود و مضطرب، از همه نشانی امیر مومنان را می گرفت. همه خانه ی کاهگلی ساده ای را انتهای کوچه ی بنی هاشم نشانش می دادند و تاسف بار به دختر بی رمقش نگاه می کردند.gham

- نگران نباش مرد! چه کسی نشانی امیرالمومنین را به تو داده؟

-سلمان...

- نشانی خوب کسی است! خوبش می کند ان شاء الله...

مرد به در خانه که رسید صدای سلام از پشت در به گوش رسید. امیرالمومنین در را به رویش باز کرد و به رویش نیاورد یهودی است. حال دخترک را که دید، حسین را صدا زد.

حسین (ع) ظرف آبی آورد و دست خود را در آن فرو کرد... دختر خوب شد و پدرش اسلام آورد. دختر در خانه ی زهرا (س) ماند. کنیز زینب شد و شاگردش. نامش بود: هند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/13ساعت 14:54  توسط محمد  | 

با عرض سلام خدمت اعضای طرح رشد

از ابن به بعد روند جلسات را از لینک زیر پیگیری کنید :

سجود اندیشه

 

یاعلی

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/12ساعت 15:10  توسط زلال کوثر  | 

معرفی سایت 2

مجمع جهانی اهل بیت (ع)

www . abna . ir

پيروان اهل‌بيت(ع) ـ همانند پيشوايان خود ـ  در طول تاريخ مظلوم بوده‌اند. گذشته از دوران تاريک بني‌اميه، بني‌عباس و نيز قرون ميانه هجري، ‌در عصر مدرن نيز اين مظلوميت وجود داشته و دارد. آنچه باعث اين مظلوميت است و حتي موجب دامن‌زده شدن به آن نيز مي‌گردد « بي‌خبري شيعيان از يکديگر» و «عدم اطلاع مجامع جهاني از اين ستم‌ها» است؛ چرا که معمولاً رسانه‌هاي گروهي و ابزار ارتباط جمعي، در دست حاکمان و قدرت‌هايي قرار دارد که در جبهه مقابل اسلام ناب محمدي قرار دارند.

در جمهوري اسلامي ايران نيز با وجود خبرگزاري‌ها، مطبوعات و سايت‌هاي خبري موجود همواره خلأ يک رسانه يا خبرگزاري که به شكل تخصصي در رابطه با اخبار تشيع و پيروان اهل‌بيت(ع) در سراسر جهان فعاليت کند احساس مي‌شد.

مديران مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) در دوره دبيرکل فعلي «حجت‌الاسلام والمسلمين محمدحسن اختري» با درک صحيح اين شرايط و براي رفع اين خلأ، اقدام به تأسيس يک سايت خبري سه‏زبانه کردند. اين سايت به فضل الهي و عنايات معصومين(ع) با رشد تدريجي و منطقي خود، اينک به يک خبرگزاري فعال ـ با کادر تحريريه و خبرنگاران (در داخل و خارج از کشور) ـ و داراي يک سايت اثرگذار هفت‏زبانه تبديل شده است.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/10ساعت 14:30  توسط محمد  | 

گفتگوی من با خدا

گفتم: خسته‌ام    

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله    

        .:: از رحمت خدا نا امید نشوید(زمر/53) ::.

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای! 

گفت: فاذکرونی اذکرکم     

         .:: مرا یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ 

    گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

       .:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، بسیار دور است! تا آن موقع چه کنم؟ 

   گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

       .:: کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/09ساعت 9:49  توسط محمد  | 

معرفی سایت 1

موسسه موعود 

www . mouood . org

«موعود» مؤسسه ایست فرهنگی که در سال 1374 به نیت نشر فرهنگ مهدوی و ارتقاء شناخت و مطالعات فرهنگی تاسیس و راه اندازی شد.
«موعود» مجموعه ای مطبوعاتی، انتشاراتی و پژوهشی است ودر حال حاضر علاوه بر نشر کتاب، مجلات «موعود» و "موعود جوان" را منتشر می سازد.

مهدویت، منجی گرایی، موعود گرایی و ارا ئه مباحث معرفتی درباره حضرت مهدی، علیه السلام، در زمره مهمترین موضوعات مورد توجه این مؤسسه است.

تالیف و تدوین" دایرة المعارف موعود آخرالزمان" از اولین روزهای تاسیس در دستور کار مؤسسه وارد شد و علی رغم بسیاری از فراز و نشیب ها، مجموعه " جامع ترین کتابشناسی تحلیلی مهدویت" توسط این موسسه به انتشار رسيده است.
«موعود» بدون وابستگی مستقیم و غیر مستقیم به هرگونه نهاد، سازمان و یا انجمنی بصورت مستقل اداره و هدایت می شود. هزینه های این مجموعه از طریق ارا ئه آثار و انجام پروژه های علمی و همت بلند خدمتگزاران ساحت امام عصر، علیه السلام، تامین می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/09ساعت 9:29  توسط محمد  | 

آفتابگردان

 

گل آفتابگردان رو به نور می‌چرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردان‌ایم. اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست. آفتابگردان، کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.‌»

این‌ها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می‌کردم که خورشید کوچکی بود در زمین که هر گلبرگش، شعله‌ای بود و دایره‌ای داغ در دلش می‌سوخت.

آفتابگردان به من گفت: «وقتی دهقان، بذر آفتابگردان را می‌کارد، مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد. آفتابگردان هیچ‌وقت، چیزی را با خورشید اشتباه نمی‌گیرد‌ اما انسان همه‌چیز را با خدا اشتباه می‌گیرد.
آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می‌داند. او جز دوست‌داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید، کاری ندارد. او همه‌ی زندگی‌اش را وقف نور می‌کند. در نور به دنیا می‌آید و در نور می‌میرد، نور می‌خورد و نور می‌زاید.
دل‌خوشی آفتابگردان، تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب، آفتابگردان می‌میرد و بدون خدا، انسان.»
او ادامه داد: «روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند. من فاصله‌هایم را با نور پر‌می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه پر‌می‌کنی؟»
آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفت‌وگوی من و آفتابگردان، ناتمام ماند. او در آفتاب غرق شده بود. جلو رفتم، بوییدمش، بوی خورشید می‌داد و آخرین صحبت‌هایش هنوز در گوش‌هایم طنین انداخته بود: «نام آفتابگردان، همه را به یاد آفتاب می‌اندازد. نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟»
آن‌وقت بود که شرمنده‌ از خدا، رو به آفتاب گریستم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/08ساعت 15:26  توسط محمد  | 

یه نکته . . .

خوشبختی ما در سه جمله است:

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا...

   ولی ما، با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم!

حسرت دیروز،  اتلاف امروز،  ترس از فردا  

" دكتر علی شریعتی "

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/08ساعت 15:25  توسط محمد  | 

پاسخ به پرسشهای شما

با سلام

قصد به روزکردن وبلاگ رو نداشتم.اما در بررسی وبلاگ متوجه شدم که عزیزی چندی قبل از کانون سوالی را پرسیده و درخواست جواب نموده لذا به احترام این بازدید کننده وبلاگ به روز شد.در زیر توجه شما را به سوال این بازدیدکننده و پاسخ شرعی کانون آفتاب ولایت جلب می نماییم:

من وقتي کنکور دادم ديرتر از زمان سر جلسه رفتم و مرا راه دادند ولي شنيدم مثلا در تهران راه نمي دادند ولي در حوزه ما هر کس دير مي آمد، راه دادند؛ آيا حقي از کسي ضايع شده؟ توسط چه کسي آيا توسط ما؟
پاسخ : در اين رابطه مسوليتي متوجه شمانيست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت 16:3  توسط زلال کوثر  | 

 

متن كامل خطبه رسول الله(ص) در غدير خم

بسم الله الرحمن الرحيم

1ـ حمد و ثناى الهى

حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه،و در تنهايى وفرد بودن خود نزديك است .در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است.علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى كه در جاى خود است،و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتى كه از بين رفتنى نيست.ابتدا كننده او و باز گرداننده اوست و هر كارى بسوى او باز مى‏گردد.  بوجود آورنده بالا برده شده ‏ها(كنايه از آسمانها و افلاك)و پهن كننده گسترده ‏ها(كنايه از زمين)يگانه حكمران زمينها و آسمانها،پاك و منزه و تسبيح شده،پروردگار ملائكه و روح،تفضل كننده بر همه آنچه خلق كرده و لطف كننده بر هر آنچه بوجود آورده است.هر چشمى‏زير نظر اوست ولى چشمها او را نمى‏بينند. كرم كننده و بردبار و تحمل كننده است.رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.در انتقام گرفتن خود عجله نمى‏كند،و به آنچه از عذابش كه مستحق آنند مبادرت نمى‏ورزد. باطنها و سريره‏ها را مى‏فهد و ضماير را مى‏داند و پنهانها بر او مخفى نمى‏ماند و مخفى‏ها بر او مشتبه نمى‏شود.او راست احاطه بر هر چيزى و غلبه بر همه چيز و قوت در هر چيزى و قدرت بر هر چيزى،و مانند او شيئى نيست.اوست بوجود آورنده شيئ(چيز)هنگامى‏كه چيزى نبود .دائم و زنده است و به قسط و عدل قائم است.نيست خدايى جز او كه با عزت و حكيم است. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولى او چشمها را درك مى‏كند و او لطف كننده و آگاه است.هيچكس نمى‏تواند به ديدن به صفت او راه يابد،و هيچكس به چگونگى او از سر و آشكار دست نمى‏يابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمايى كرده است. گواهى مى‏دهم براى او كه اوست خدايى كه قدس و پاكى و منزه بودن او روزگار را پر كرده است.او كه نورش ابديت را فرا گرفته است.او كه دستورش را بدون مشورت مشورت كننده ‏اى اجرا مى‏كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نمى‏شود. آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالى تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسى و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله خلق كرده است.آنها را ايجاد كرد پس بوجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند.پس اوست خدايى كه جز او خدايى نيست،صنعت او محكم و كار او زيبا است،عادلى كه ظلم نمى‏كند و كرم كننده ‏اى كه كارها بسوى او باز مى‏گردد. شهادت مى‏دهم كه اوست خدايى كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده ‏اند. پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخر كننده آفتاب و ماه،كه همه با زمان تعيين شده در حركت هستند.شب را بر روى روز و روز را بر روى شب مى‏گرداند كه بسرعت در پى آن مى‏رود .در هم شكننده هر زورگوى با عناد،و هلاك كننده هر شيطان سرپيچ و متمرد. براى او ضدى و همراه او معارضى نبوده است.يكتا و بى نياز است.زائيده نشده و نمى‏زايد و براى او هيچ همتايى نيست.خداى يگانه و پروردگار با عظمت.مى‏خواهد پس به انجام مى‏رساند،و اراده مى‏كند پس مقدر مى‏نمايد،و مى‏داند پس به شماره مى‏آورد.مى‏ميراند و زنده مى‏كند،فقير مى‏كند و غنى مى‏نمايد،مى‏خنداند و مى‏گرياند،نزديك مى‏كند و دور مى‏نمايد،منع مى‏كند و عطا مى‏نمايد.پادشاهى از آن او و حمد و سپاس براى اوست.خير بدست اوست و او بر هر چيزى قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مى‏برد.نيست خدايى جز او كه با عزت و آمرزنده است.اجابت كننده دعا،بسيار عطا كننده،شمارنده نفسها و پروردگار جن و بشر،كه هيچ امرى بر او مشكل نمى‏شود،و فرياد دادخواهان او را منضجر نمى‏كند،و اصرار اصرار كنندگانش او را خسته نمى‏كند .نگهدارنده صالحين و موفق كننده رستگاران و صاحب اختيار مؤمنين و پروردگار عالمين.خدايى كه از هر آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالى كه شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مى‏گويم و دائما شكر مى‏نمايم،چه در آسايش و چه در گرفتارى،چه در حال شدت و چه در حال آرامش.و به او و ملائكه‏اش و كتابهايش و پيامبرانش ايمان مى‏آورم.دستورات او را گوش مى‏دهم و اطاعت مى‏نمايم وبه آنچه او را راضى مى‏كند مبادرت مى‏ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مى‏شوم بعنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او،چرا كه اوست خدايى كه نمى‏توان از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم(يعنى ظلم نمى‏كند) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 15:7  توسط زلال کوثر  | 

عید قربان

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/19ساعت 18:59  توسط محمد  | 

نشان

راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود.
ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگجوی سامورایی        
      به هم خورد: «پیرمرد، بهشت و جهنم را به من نشان بده!» راهب به سامورایی نگاهی کرد و لبخندی زد. سامورایی از این که می دید راهب بی توجه به شمشیرش فقط به او لبخند می زند، برآشفته شد، شمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند!
راهب به آرامی گفت:« خشم تو نشانه ای از جهنم است.»
سامورایی با این حرف آرام شد، نگاهی به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد.
آنگاه راهب گفت: «این هم نشانه بهشت!»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/06ساعت 8:29  توسط محمد  | 

بگو مگوی شاعرانه

حافظ شیرازی

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبریزی

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/04ساعت 22:4  توسط زلال کوثر  | 

بنده خدا

در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت ساله‌‌اي جلوي ويترين مغازه‌‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباس‌هايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشم هاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد. 

 آن‌ها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت: حالا به خانه برگرد.

انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي. پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد: خانم! شما خدا هستيد؟ زن جوان لبخندي زد و گفت: نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم. پسرك گفت: مطمئن بودم با او نسبتي داري.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 7:52  توسط سیناگلدانساز  | 

جملات حکیمانه

چارلی چاپلین:

در دنیا جای کافی برای همه هست

پس بجای اینکه جای کسی را بگیری

سعی کن جای خودت را پیدا کنی

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 7:48  توسط سیناگلدانساز  | 

جملات حکیمانه

دکتر علی شریعتی:

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 7:47  توسط سیناگلدانساز  | 

آنجا که خدا هست

یکی از دوستان ملا نصر الدین به کنایه از او پرسید: "اگر بگویی خدا کجاست، یک سکه به تو می دهم."
ملا نصرالدین پاسخ داد: "اگر بگویی خدا کجا نیست، دو سکه به تو می دهم!"
                                                                                            

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 8:52  توسط محمد  | 

نقاشی

دیروز دخترکی را دیدم که زیر پل عابر پیاده روی تکه مقوایی تمیز نشسته بود تا مبادا دامن گل گلی زیبایی که برادرش با پول فروش گل سرخ خریده بود کثیف شود . یک دفتر نقاشی دستش بود و با مداد رنگی هایی که مقابلش پخش شده بود ، نقاشی میکشید.

او خورشید را سیاه کشید تا مبادا صورت پدر کارگرش زیر آفتاب بسوزد ، خانه ها را بدون دیوار کشید تا دستهای لطیف مادرش زخمی و پوست پوست نشود ، چراغهای سر چهارراه را بدون رنگ سبز کشید تا مردم از برادرش گلهای سرخ و مریم بخرند.

آنروز گذشت و من با آغوشی از گلهای سرخ و مریم به خانه باز گشتم . گلهایی که هنوز سرخیشان به اتاقم زیبایی بخشیده  و بوی مریم ها فضا را پر کرده است.ولی نقاشی های آن دخترک نابینا عجیب بود ، او رنگهای دنیای واقعی را احساس میکرد . او سرخی گل ، آبی آسمان، سفیدی بال کبوتر ، زردی خورشید و سبزی درختان را درک میکرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 8:45  توسط محمد  | 

تفکر استراتژیک 2

فرمان سوم :

 براي رسيدن به هدف بيش از سرعت ، به فكر راههاي ميان بر باشيد: همان گونه كه براي رسيدن به يك مقصد راههاي متفاوتي وجود دارد، پاسخ به نياز مشتري نيز به روشهاي مختلفي امكان پذير است. سوال اساسي اين است كه كدام يك از اين روشها موثرترند؟

هنگامي كه شركت موتورولا (MOTOROLA) در سال 1990 تصميم گرفت براي پاسخ به نياز تلفنهاي سيـــار از تكنولوژي ارتباطات ماهواره اي استفاده كند براي خود يك بازار دوازده ميليون نفري را پيش بيني مي كرد، اما راهكار تلفنهاي سيار زميني (GSM) با رويكردي ارزانتر، سريعتر و بهتر هيچگاه اجازه نداد تا سهم بيشتري از چند صد هزار نفر نصيب او گردد و بدين ترتيب پروژه «ايريديوم» (IRIDIUM) با پنج ميليارد دلار سرمايه گذاري ورشكست، و دنيايي از تكنولوژي و نوآوري در تاريخ عبرت آموز كسب و كار محو شد. تنها پاسخ به نياز مشتري كافي نيست ، براي كاميابي در رقابت بايـــد راهكــــــارهاي بديع و فوق العاده اي را خلق كرد.

خلق راهكارهاي بديع مستلزم شيوه تفكر واگـــــراست. بايد براي يك مسئله به دنبال راه حلهاي متفاوت بود. راه حلهايي كه ناممكنها(ي دستگاه فكري معمول) را (در دستگاه فكري جديد) امكان پذير سازد. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 8:26  توسط محمد  | 

آيا استغفار با معصوم بودن منافات دارد؟

سوال:

با اين كه مى دانيم پيغمبران و امامان(عليهم السلام) معصوم از گناه هستند و هيچ گاه از آنها صادر نمى شود، در عين حال در برخى از دعاهايى كه از آن بزرگواران رسيده است، ديده مى شود كه آنان در ظاهر اقرار به گناه خود كرده و از پيشگاه پروردگار خواستار آمرزش گناهان خويش شده اند.

مثلا در دعاى معروف «كميل» على(عليه السلام) به پيشگاه خدا عرض مى كنم: «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَم... اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِى كُلَّ ذَنْب اَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطيئَة اَخْطَاْتُها; بار خدايا آن گناهان مرا كه رابطه ام را از تو قطع مى كند، ببخش!... بارالها! هر گناه و خطايى كه از من سر زده همه را بيامرز!...».

آيا منظور آنها از اين گونه تعبيرات، تنها مردم بوده كه طرز مكالمه با خدا و طريق طلب آمرزش را ياد بگيرند و يا آن كه حقيقت ديگرى در اين نوع تعبيرات نهفته است؟



پاسخ:

دانشمندان اسلامى، از دير زمانى به اين ايراد توجّه داشته و پاسخ هاى گوناگونى به آن گفته اند كه شايد روح همه آنها يك چيز باشد و آن اين كه گناه و معصيت در اين گونه موارد همه جنبه «نسبى» دارد نه اين كه از قبيل گناهان مطلق و معمولى باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 21:12  توسط هادی  | 

فراخوان

توجه توجه                                                  

یک نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در نظر دارد با همکاری واحد فرهنگی مسجد شهید سید جلیل ساداتی کتابی را با محتوای زندگی نامه و خاطرات شهید سید جلیل ساداتی به رشته تحریر درآورد؛ لذا از کلیه کسانی که از این شهید فرهنگی، عکس، خاطره، دست نوشته، فیلم، کرامت و یا هر چیز دیگری که بتوان در این کتاب از آن استفاده نمود، در اختیار دارند تقاضا می شود به جهت اینکه سهمی در این کتاب ارزشمند داشته باشند، داشتۀ خود را با این نویسنده در میان بگذارند. جهت هماهنگی نظر دهید و یا پیام خود را به پست الکترونیکی زیر بفرستید. 

  zolalekousar@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 19:16  توسط زلال کوثر  | 

اس ام اس امام زمانی_یاامام زمان

بيا براي فرج روز و شب دعا کنيم
دل امام خويش را ز خود رضا کنيم
عزيز فاطمه مهدي-ع دلش پر از خون است
بيا که بهر خدا از خدا حيا کنيم

روز جمعه
-
-
رو به قبله
-
-
دست به سينه
-
-
بر سر پا
-
-
کمترين هديه از ما
-
-
ياد مولا:
السلام عليک يا حجت الله

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/26ساعت 18:56  توسط سیناگلدانساز  | 

اهل دانشگاهم

اهل دانشگاهم

مانده ام من چه کنم

گاهگاهی واحدی می افتم

تا به قول استادی قوی پایه شوم

من به آغاز امتحان نزدیکم

جزوه ها میگیرم تا زیراکسش بزنم

دختری ورد قبولی میخواند

پسری کاغذی را به آستر کاپشنش می دوخت

و یکی را دیدم کنده کاری میکرد .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 19:36  توسط محمد  | 

عشق چیست ؟

شاگردی از استادش پرسید عشق چیست ؟ در جواب گفت : به گندمزار برو پرخوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور از گندمزار نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!

شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدت طولانی بازگشت ، استاد پرسید چه آوردی ؟ و شاگرد با حسرت پاسخ داد هیچ ! هرچه جلوتر رفتم خوشه های پرپشتتر میدیدم و به آمید پیدا کردن پرپشتترین خوشه تا انتهای گندمزار رفتم . استاد گفت : عشق یعنی همین !

شاگرد پرسید پس ازدواج چیست ؟ استاد گفت : به جنگل برو و تنومند ترین درخت را بیاور  . اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی !

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی باز گشت ، استاد پرسید که شاگرد را چه شده و او در پاسخ گفت : اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم . ترسیدم که اگر باز جلوتر روم دست خالی برگردم . استاد گفت : ازدواج یعنی همین !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 19:23  توسط محمد  | 

سخت‌ترین روزهای زندگی

خواب ديدم بر روي شنها راه ميروم و بر روي پرده شب تمام روزهاي زندگيم را مانند فيلمي مي ديدم. همان طور که به گذشته ام نگاه ميکردم روز به روز پرده ظاهر شد، يکي مال من يکي از آن خداوند. راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته خاتمه يافت آنگاه ايستادم و به عقب نگاه کردم. در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت. اتفاقا، آن محلها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود.

 روزهايي با بزرگترين رنجها، ترسها، دردها، و ........ آنگاه از خدا پرسيدم: خداوندا تو به من گفتي که در تمام ايام زندگيم با من خواهي بود و من پذيرفتم زندگي کنم. خواهش ميکنم بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتي.
خداوند پاسخ داد: فرزندم، ترا دوست دارم و به تو گفتم در تمام سفر با تو خواهم بود من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت نه حتي براي لحظه اي و من چنين نکردم.
هنگامي که در آن روزها، يک رد پا بر روي شن ديدي، من بودم که تو را به دوش کشيده بودم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/24ساعت 16:59  توسط سیناگلدانساز  | 

بردرگاه دوست(3)

 «پروردگارا ، اكنون زماني است كه هر عاشقي با معشوق خود خلوت كرده و به راز دل مشغول است» كساني هم كه سري خالي از عشق دارند خفته‌اند . حيوانات نيز خموش و خواب‌اند ، همه درها بسته است ، اما درهاي جود و كرم تو گشوده است. هيچ درباني مانع از ورود به بارگه فيض تو نمي‌گردد. هر كه تو را بخواهد مي‌خواندت و تو او را پذيرايي . نه تنها اين ، بلكه تو خود از بندگان بي مقدرات دعوت مي‌نمايي و آنان را به سوي خود مي‌خواني و نداي «هل من تائب» تو پيوسته بلند است ، آيا كسي هست كه از كار زشت خود پشيمان باشد و قصد بازگشت داشته باشد تا او را بپذيرم؟ چقدر رحمت و كرم ، آن هم در حق گنه كاراني كه تو را ناديده انگاشته و دامن عصمت به رذيلت آلوده‌اند! «جَلَّتْ عَظَمَتُكَ وَ تَقَدَّسَتْ اَسْمائُكَ!» بجاي آنكه بنده به التماس و التجاء درخواست كند كه او را بپذيرد ، از او دعوت مي‌كند كه بيا،‌بيا كه پذيراي توام...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 20:9  توسط زلال کوثر  | 

جوانی

 

آیا می دانید؟

آیا میدانید که عمر مفید انسان در جوانی است؟

آیا میدانید اکثر پیروان پیامبران جوانان بودند؟

" " " که بیشترین توجه پیامبر (ص) به جوانان بوده

و مسئولان را از میان جوانان انتخاب می کردند؟

" " "که امام زمان (عج) جوان هستند؟

" " " که یاران حضرت مهدی (عج) از جوانان هستند؟

" " " که در قیامت از جوانی سوال می شود؟

" " " که همه اهل بهشت جوان هستند؟

" " " که استکبار جهانی برای انحراف جوانان ، دام های

بسیاری گسترده است؟

" " " راه انحراف یک جامعه از طریق انحراف جوانان

آن جامعه است؟

در آسمان عمر، جوانی ستاره ای است

یک بار بیشتر نکند در جهان طلوع

چون اصل عمر توست ، بدان قدر و قیمتش

اصل ار فنا شود نبری نفع از فروع

پس جوانی را قدر بدانید و مواضب خود و توطعه های

استکبار جهانی باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:43  توسط سیناگلدانساز  | 

این گل تقدیم به اونایی که امام زمونی هستن

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:41  توسط سیناگلدانساز  | 

یامهدی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:40  توسط سیناگلدانساز  | 

بسم رب المهدی

گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام

  با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام

 گر به  ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین

 باز  هم مشتاق  روی دلکش جانا نه ام  

  از در  میخانه ات  ای شاهد  خوبان مران

 با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام

 پرده  بردار  از رخ زیبا  که مشتاق  تو ام

 آن  رخ  زیبا  ندیده  ،واله   ودیوانه ام

  پادشاه  جودی و ما  بنده در گاه  تو

 منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

 در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی

  باز  هم در   جستجوی  گوهر  دردانه ام

 همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن

  لیک  با الطاف  غیر  از تو،  شها! بیگانه ام

  چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام

  ور  نه  آن گردم  که افشان در دل ویرانه ام

 انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟

  آفتا با!   بهر  دیدار  رخت  پروانه ام

  واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام

 یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!

  اللهم صل علی محمد وآل محمد،وبارک علی

   محمد وآل محمد،کافضل ما صلیت وبارکت

     وترحمت علی ابراهیم وآل ابراهیم،

                   انک حمید مجید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 10:39  توسط سیناگلدانساز  |